
محمدفاطمى
وجود مقدس حضرت بقيةاللهالاعظم ، اروحنالهالفداء، در معارف به عنوان «خونخواه كشته كربلا» (1) شناخته شده و شيعيان همراهى با آن امام منصور براى گرفتن انتقام خون حسين(ع) و يارانش را يكى از آرزوهاى بزرگ خود مىدانند، (2) تا جايى كه در هر عاشورا به يكديگر اينگونه سر سلامتى مىدهند:
«اعظمالله اجورنا بمصابنا بالحسين(ع)و جعلنا و اياكم منالطالبين بثاره مع وليهالامامالمهدى من آل محمد:» (3)
خداوند پاداش ما را در عزاى مصيبتحسين(ع) بزرگ گرداند و او شما را از جمله كسانى كه به همراه ولىاش امام مهدى از آل محمد: به خونخواهى او برمىخيزند قرار دهد.
در يك كلام نام حسين(ع) و مهدى(ع) براى شيعيان يادآور يك حكايت ناتمام است، حكايتى كه آغازگر آن حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و پايان بخش آن حضرت بقيةاللهالاعظم (ع) است.
در هر حال از آنجا كه در اذهان شيعيان اين دو وجود مقدس
همواره انتظار مي كشم روز موعودي را كه با خورشيد خواهي آمد و نام تو را تمام درختان، گاه بهار زمزمه خواهند كرد. و تو اي آفتابي ترين! در اين تكرار تاريكي ببار و از روشني، از خوبي، از دانايي ، از عشق، از ايمان و از اميد برايمان بگو.
اكنون كه زبان از لب مي ترسد و شب از روز، اشك در چشمها يخ بسته و دستها ملتمسانه تو را مي جويند و عدالت تو را طلب مي كنند، اكنون كه شامگاهان آغشته است به كلاغاني شب رنگ، به دنبال چشمان خورشيديات، ما دست به دعا برمي داريم و نرگسها آمدنت را از نسيم مي جويند.
حضرت موعود! آيا كوير تشنة جانمان را به ضيافت پاك و روشن باران لطفت دعوت نمي كني؟!
اي هميشه جاويدان! بيا كه در اين بن بست هر كوچه اي، ديدة تري از پس دريچه اي تاريك، انتظار تو را ميكشد.

غروبهاي دلگير جمعههاي انتظار، صداي حزنانگيز دعاي سمات را در بغض سرخ آسمان ميپراكند و اين لحظات ملكوتي مرا بيشتر و بيشتر مشتاق ديدار تو مينمايد ...
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اِلـهي عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ، وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاَْرْضُ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ، واَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَاِلَيْکَ الْمُشْتَکي، وَعَلَيْکَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ والرَّخاءِ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، اُولِي الاَْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ، وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، يا مُحَمَّدُ يا عَلِيُّ يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ اِکْفِياني فَاِنَّکُما کافِيانِ، وَانْصُراني فَاِنَّکُما ناصِرانِ، يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکْني اَدْرِکْني اَدْرِکْني، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرينَ.
الا که راز خدایی.....
الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی
تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی
شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید
سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی
دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید
الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی

همه جا بروم به بهانه ي تو
كه مگر برسم در خانه تو
همه جا دنبال تومي گردم
كه تويي درمان همه دردم
« يا ابا صـالح مددي مولا »