چنان كه در حديثي از امام باقر ـ عليه السّلام ـ آمده است كه فرمود:
«إذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ يَدَهُ عَلي رؤوسِ الْعِبادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقولَهُمْ وَ أَكَمَلَ بِهِ أَخلاقَهُمْ وَ كَمُلَتْ به أَحْلامهُم».[1]
«هنگامي كه قائم ما قيام كند دستش را بر سر بندگان ميگذارد و خردهاي آنها را گرد ميآورد و اخلاقشان را كامل ميگرداند، و به وسيلهي او به رشد و كمال ميرسند.»
و در ضمن حديث ديگري از آن بزرگوار نقل شده كه فرمود:
«... وَ تُؤتُونَ الْحِكْمَةَ فِي زَمانِه حتّي أَنّ الْمَرْأةَ لَتَقْضي فِي بَيْتِها بِكِتاب اللهِ وَ سُنَّةِ رَسُولِ الله».[2]
«در زمان او آن قدر به شما دانش و فرهنگ داده ميشود كه زن خانهدار در خانهي خود با كتاب خدا و سنت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ داوري ميكند.» [3]
چند بشارت ديگر از كتاب اشعيا
بشارات فراواني كه دربارهي منجي عالم در كتاب اشعياي نبي وارد شده به قسمت عمدهاي از برنامههاي آن مصلح جهاني اشاره دارد كه برخي از آنها را ميآوريم:
1ـ تأمين عدالت اجتماعي و امنيّت عمومي
2ـ تأمين رفاه همگاني و آباد ساختن جهان
1ـ تأمين عدالت اجتماعي و امنيّت عمومي
در فرازي از بشارتهاي كتاب اشعيا آمده كه در زمان آن حضرت، عدالت اجتماعي برقرار خواهد گرديد و امنيت عمومي به وجود خواهد آمد به گونهاي كه مردم در صلح و صفا و صميميّت زندگي كنند و بهايم با هم سازش نمايند و در كنار هم با آسودگي بياسايند:
«آنگاه انصاف در بيابان ساكن خواهد شد، و عدالت در بوستان مقيم خواهد گرديد. و عمل عدالت، سلامتي و نتيجهي عدالت، آرامي و اطمينان خاطر خواهد بود تا ابد الآباد. و قوم من در مسكن سلامتي و در مساكن مطمئن و در منزلهاي آرامي ساكن خواهند شد.»[4]
2ـ تأمين رفاه همگاني و آباد ساختن جهان
در فراز ديگري از بشارتهاي كتاب اشعياي نبي آمده كه در آن زمان، بساط ظلم و ستم برچيده خواهد شد، و عدالت گسترش خواهد يافت، و فقر اقتصادي از ميان خواهد رفت و نيازمنديهاي مادي و معنوي مردم تأمين خواهد گرديد، و همگان به اخلاق حميدهي اسلامي آراسته خواهند شد، و پردههاي ظلمت و تاريكي به كنار خواهد رفت، و مردمان در ناز و نعمت زندگي خواهند كرد:
«برگزيدگان من، از عمل دستهاي خود تمتّع خواهند برد، زحمت بيجا نخواهند كشيد، اولاد به جهت اضطراب نخواهند زاييد؛ زيرا كه اولاد بركت يافتگان خداوند هستند و ذريّت ايشان با ايشاناند. و قبل از آن كه بخوانند من جواب خواهم داد، و پيش از آن كه سخن گويند من خواهم شنيد. گرگ و برّه با هم خواهند چريد، و شير مثل گاو كاه خواهد خورد، و خوراك مار خاك خواهد بود، خداوند ميگويد كه در تمامي كوه مقدّس من، ضرر نخواهند رسانيد و فساد نخواهند كرد.»[5]
ج) بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در كتاب بوئيل نبي
در كتاب بوئيل نبي كه از پيامبران پيرو تورات است، بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ و نزول حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ و محاكمهي اسرائيل در آن روز سرنوشت ساز، چنين آمده است:
«آن گاه جميع امّتها را جمع كرده به وادي «يهوشافاظ»[6] فرود خواهم آورد و در آنجا به ايشان دربارهي قوم خود و ميراث خويش، اسرائيل (را) محاكمه خواهم نمود، زيرا كه ايشان را در ميان امتها پراكنده ساخته و زمين مرا تقسيم نمودهاند و بر قوم من قرعه انداخته و پسري در عوض فاحشه داده و دختري به شراب فروختهاند تا بنوشند.»[7]
و در جاي ديگر از همين كتاب چنين آمده است:
«اي همهي امّتها! بشتابيد و بياييد و از هر طرف جمع شويد اي خداوند شجاعان! خود را به آنجا فرود آور. امّتها برانگيخته شوند. به «وادي يهوشافاظ» برآيند؛ زيرا كه من در آنجا خواهم نشست تا بر همهي امتهايي كه به اطراف آن هستند داوري نمايم.»[8]
و در همين زمينه در كتاب «عاموس نبي» آمده است كه ميگويد:
«بنابراين، اي اسرائيل! به اين طور با تو عمل خواهم نمود، و چون كه به اين طور با تو عمل خواهم نمود پس اي اسرائيل! خويشتن را مهيّا ساز تا با خداي خود ملاقات نمايي.»[9]
اين فرازها ـ همچنان كه ملاحظه ميشود ـ از نزول حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ و داوري آن حضرت در «يوم الله ظهور» خبر ميدهند.
و در همين رابطه، در كتاب «هوشيع نبي» در مورد بازگشت حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ خطاب به قوم يهود آمده است:
«و من براي افرادم[10] مثل شير و براي خاندان يهودا[11] مانند شير ژيان خواهم بود. من خودم خواهم دريد و رفته خواهم ربود و رهاننده نخواهد بود.
من روانه شده به مكان خود خواهم برگشت تا ايشان به عصيان خود اعتراف نموده روي مرا بطلبند، در تنگي خود صبح زود مرا خواهند طلبيد.»[12]
نگارنده گويد: از آنجايي كه در روايات اسلامي به صورت گستردهاي از نزول حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ گفتگو شده است و برخي از آيات قرآني نيز بر اين معنا دلالت دارد و همهي طوايف اسلامي اعتقاد قاطع دارند كه حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ به روي زمين باز ميگردد و پشت سر حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ نماز ميگذارد و حضرتش را تأييد مينمايد و در رديف يكي از معاونان آن حضرت قرار ميگيرد ما نيز به پيروي از قرآن و پيشوايان معصوم ـ عليهم السّلام ـ ، فرازهاي مزبور را از كتاب تورات نقل نموديم، و توضيح آنها نيز پس از نقل بشارات انجيل بر همگان روشن خواهد شد.
د) بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در كتاب «زكرياي نبي»
در كتاب زكرياي نبي ـ كه يكي از پيامبران بزرگ بنياسرائيل و از انبياي پيرو تورات است، بشارت ظهور آن يگانه منجي عالم چنين آمده است:
«اينك روز خداوند ميآيد و غنيمت تو در ميانت تقسيم خواهد شد. و جميع امتها را به ضدّ اورشليم براي جنگ جمع خواهم كرد، و شهر را خواهند گرفت و خانهها را تاراج خواهند نمود، و زنان را بيعصمت خواهند كرد، و نصف اهل شهر به اسيري خواهند رفت، و بقيهي قوم از شهر منقطع خواهند شد.
و خداوند بيرون آمده با آن قومها مقاتله خواهند نمود چنان كه در روز جنگ مقاتله نمود، و در آخر آن روز پايهاي او بر كوه زيتون كه از طرف مشرق به مقابل اورشليم است خواهد ايستاد... و آن يك روز معروف خداوند خواهد بود... و يَهْوه (خدا) بر تمامي زمين پادشاه خواهد بود. و در آن روز يَهْوة واحد خواهد بود و اسم او واحد.»[13]
در اينجا لازم است اين نكته را توضيح دهيم كه در كتب عهدين (يعني تورات و انجيل) كلمهي «خداوند» بيشتر در مورد حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ به كار ميرود، كه در اينجا نيز چنين شده است. و جالب اين كه در اين فراز بشارت كه از تورات نقل كرديم، محل فرود آمدن حضرت عيسي و يوم الله بودن آن روز[14] و جهاني شدن اسلام و سقوط رژيم اشغالگر قدس دقيقاً با روايات اسلامي مطابقت دارد.
البته بايد توجه داشت كه طبق آيات كريمهي قرآن مجيد، مضمون اين پيشگوييها يك بار در دوران گذشته در زمان بخت النصر انجام گرفته و يك بار ديگر طبق وعدههاي صريح قرآن كريم و نويدهاي ظهور مبارك حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در «يوم الله ظهور»، انجام خواهد گرفت، و نخستين قبلهي مسلمانان براي هميشه از اشغال يهوديان رهايي خواهد يافت و در تمامي جهان خداي يكتا را پرستش خواهد نمود، و در تمامي نقاط زمين نداي دلنواز وحدت به گوش خواهد رسيد.
به هر حال، آنچه در اين فراز در مورد سرنوشت يهوديان مغرور آمده است دقيقاً با روايات اسلامي منطبق است؛ زيرا از احاديث چنين استفاده ميشود كه ملت يهود به علت طغيان و سركشي و فسادي كه در زمين ايجاد ميكنند سرانجام تار و مار خواهند شد به گونهاي كه حتي يك نفر يهودي هم در فلسطين باقي نخواهد ماند.
هـ ) بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در كتاب «حزقيل نبي»
در اين كتاب در مورد ظهور حضرت حجت بن الحسن العسكري ـ عليهما السّلام ـ و سرنوشت رژيم اسرائيل و جهاني شدن آيين توحيد، و اجراي احكام و حدود الهي در آن عصر درخشان، چنين آمده است:
«... و اما تو اي پسر انسان! خداوند يَهْوَه چنين ميفرمايد: كه به هر جنس مرغان و به همهي حيوانات صحرا بگو: جمع شويد و بياييد و نزد قرباني من كه آن را براي شما ذبح مينمايم فراهم آييد. قرباني عظيمي كه بر كوههاي اسرائيل، تا گوشت بخوريد و خون بنوشيد.
و خداوند يَهْوَه ميگويد: كه بر سفرهي من از اسبان و سواران و جبّاران و همهي مردان جنگي سير خواهيد شد. و من جلال خود را در ميان امتها قرار خواهم داد و جميع امتها داوري مرا كه آن را اجر خواهم داشت و دست مرا كه بر ايشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود. و خاندان اسرائيل از آن روز و بعد، خواهند دانست كه يَهْوَه خداي ايشان، من هستم. و امتها خواهند دانست كه خاندان اسرائيل به سبب گناه خودشان جلاي وطن گرديدند؛ زيرا كه به من خيانت ورزيدند.»[15]
بايد توجه داشت كه منظور از «پسر انسان» مانند كلمهي «مسيح»، حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ نيست؛ بلكه مراد از آن، حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ است، زيرا در انجيل بيش از 80 بار كلمهي «پسر انسان» آمده است كه تنها در 30 مورد آن حضرت مسيح ـ عليه السّلام ـ اراده شده است.[16]
و) بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در كتاب حجّي نبي
در اين كتاب نيز كه يكي از كتابهاي انبياي پيرو تورات است، بشارت ظهور حضرت «بقية الله» ـ عليه السّلام ـ بدين گونه آمده است:
«يَهْوَه صبايوت چنين ميگويد: يك دفعهي ديگر ـ و آن نيز بعد از اندك زماني ـ آسمانها و زمين و دريا و خشكي را متزلزل خواهم ساخت، و تمامي امتها را متزلزل خواهم ساخت، و فضيلت جميع امتها خواهد آمد.
|
بحارالانوار، ج52، ص336، ح71، منتخب الأثر، ص483 و روضهي كافي. |
|
ظهور حضرت مهدي (عج) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان ـ انتشارات مسجد جمكران |
سوّم: اين كه, عظمت، قدرت، شوكت و سلطنتي كه در آيات مزبور براي «ملكزاده» ذكر گرديده است نه با حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ و نه با هيچ يك از انبياي الهي وفق نميدهد؛ زيرا نه مملكت حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ از مملكت پدرش حضرت داوود ـ عليه السّلام ـ بنابر اعتقاد اهل كتاب ـ وسيعتر بوده، و نه هم ظلم و ستم در عهد او شكسته شده است.
چهارم: اين كه، بر حسب آنچه برخي از علماي عهدين ـ عهد عتيق و عهد جديد تورات و انجيل ـ احتمال داده و به وجوهي استدلال جستهاند، مزمور فوق كلام حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ است نه كلام حضرت داود ـ عليه السّلام ـ ، و حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ كه پس از مگ پدر، صاحب مقام و كتاب گرديده است معقول نيست براي پدرش كه از دنيا رفته است درخواست شرع جديد كند. و بر فرض اين كه بر خلاف احتمال آنان، مزمور فوق كلام حضرت داود ـ عليه السّلام ـ باشد ـ چنان كه اشاره كرديم ـ دعا براي دو شخصّيت والايي است كه در آيندهي تاريخ بعد از او ظاهر خواهند شد.
پنجم: چنان كه از آيهي (20) استفاده ميشود تمامي آيات ياد شده به عنوان دعا بر زبان حضرت داود ـ عليه السّلام ـ جاري شده و شايستهي مقام نبوّت ـكه بالاترين مدارج كمال و عبوديّت و بندگي است ـ اين است كه، در مقام دعا و استدعاي از پروردگار، در كمال خضوع و خشوع و انكسار در برابر آفريدگار، زبان به تذلّل و كوچكي بگشايد، و با زبان عجز و لابه و عاري از هر نوع خودبيني و خود پسندي مقاصد خويش را از خداي جهان بخواهد، نه اين كه در برابر سلطان واقعي و مالك الملوك جهان خود را «پادشاه» و فرزند خود را «شاهزاده» بخواند.
ششم: اين كه، در چند آيه از بشارت مزبور، سلطنت و دعوت «ملك زاده» را عمومي و جهاني خوانده، و قدرت و جبروت روحاني وي را شامل پادشاهان و قدرتمندان و سلاطين مقتدر جهان دانسته، و سراسر كرهي مسكون را قلمرو دولت حقّهي وي معرفي نموده، چنان كه در اخبار وارده از ائمّهي معصومين ـ عليهم السّلام ـ نيز در حقّ شخصّيت بينظير حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ ، چنين سخن رفته است.
هفتم: اين كه، در آيهي (7) به اصحاب خاص آن حضرت اشاره نموده كه با ظهور نور پر فروغ مهدوي ـ عليه السّلام ـ آن خورشيد جهانتاب عدل الهي، صديّقان شكوفه كنند، و رحم اجتماع بزرگ جهاني، مرداني پاك سيرت، راست گفتار و درست كردار از خود نمايان سازد، و سعادت و سلامت، رفاه و خوشبختي، بهروزي و بهزيستي كه مولود تسلّط آن يگانه منجي عالم و دولت عدالت پيشهي آن حضرت است تا انقراض جهان پايدار خواهد بود، چنان كه در روايات اسلامي نيز آمده است: «دولتنا آخر الدول».
و هشتم: اين كه، در آيهي (17 و 18) خاطر نشان ساخته است كه تا جهان باقي است و خورشيد در آسمان نور افشاني ميكند، اشعهي خورشيد فروزان قائم آل محمّد ـ عليهم السّلام ـ بر روح و جان جهانيان خواهد تابيد، و تمامي قبايل او را خجسته خواهند گفت، و تمامي روي زمين از جلال و عظمتش پر خواهد شد[1]، چنان كه در روايات مستفيضه و متواترهي اسلامي كه در مورد ظهور آن مهر تابان رسيده است، كمتر حديثي يافت ميشود كه در ضمن آن جملهي «يملَأُ الأرضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً، كَما مُلِئَت ظُلْماً وَ جَوْراُ» نيامده باشد.[2]
بنابراين، جاي هيچ گونه شك و ترديد نيست كه مقصود از «ملك» در مزمور 72 از زبور داوود ـ عليه السّلام ـ همان نور قدوسي حضرت محمّد بن عبدالله ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ سيّد رسولان و خاتم پيغمبران، و مقصود از «ملك زاده» حضرت صاحب الزمان «مهدي موعود ـ عليه السّلام ـ » دوازدهمين جانشين بر حق و فرزند دلبند آن بزرگوار است كه به خواست خداوند در روز معين و موعود، ظهور خواهد نمود، و سراسر روي زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد بعد از آن كه پر از ظلم و جور شده باشد، و گردن گردنكشان و گردن فرازان را خواهد شكست، و چون مهر و ماه بر روح و جان جهانيان خواهد تابيد، و حكومت حقهي الهيهي وي تا ابد و تا قيام قيامت ادامه خواهد داشت. اللهم عجّل فرجه و سهّل مخرجه.
ناگفته نماند كه نويدهاي ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در «زبور» فراوان است، و در بيش از 35 بخش از مزامير (150) گانه، نويد ظهور آن موعود اُمم و منجي عالم موجود است، كساني كه طالب تفصيل بيشتري هستند ميتوانند به متن «مزامير» در «عهد عتيق» مراجعه فرمايند.
ب) بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در كتاب «اشعياي نبي»
در كتاب «اشعياي نبي» كه يكي از پيامبران پيرو تورات است، بشارات فراواني در مورد ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ آمده است كه جهت استدلال به كتاب مزبور، نخست فرازي از آن بشارتها را نقل نموده، و برخي از نكات آن را توضيح ميدهيم تا معلوم شود كه مسلمانان دربارهي عقيده به ظهور يك مصلح جهاني تنها نيستند، بلكه همهي اهل كتاب در اين عقيده با مسلمانان اشتراك نظر دارند.
در فرازي از بشارت كتاب اشعيا چنين آمده است:
«و نهالي از تنهي «يسيّ»[3] بيرون آمده، شاخهاي از ريشههايش خواهد شكفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت. يعني روح حكمت و فهم و روح مشورت و قوّت و روح معرفت و ترس خداوند و خوشي او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤيت چشم خود، داوري نخواهد نمود و بر وفق سمع گوشهاي خويش، تنبيه نخواهد نمود؛ بلكه مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين به راستي حكم خواهد نمود... كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند ميانش امانت.
و گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد و گوساله و شير پرواري با هم و طفل كوچك آنها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چريد و بچههاي آنها با هم خواهند خوابيد و شير مثل گاو كاه خواهد خورد، و طفل شير خوره بر سوراخ مار بازي خواهد كرد، و طفل از شير باز داشته شده، دست خود را بر خانهي افعي خواهد گذاشت، و در تمامي كوه مقدس من، ضرر و فسادي نخواهند كرد؛ زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهايي كه دريا را ميپوشاند».[4]
منظور از «نهالي كه از تنهي يسيّ خواهد روييد» ممكن است يكي از چهار نفر از شخصّيتهاي بزرگ روحاني و رهبران عاليقدر بشر، حضرت داود، حضرت سليمان، حضرت عيسي و حضرت حجّت بن الحسن العسكري ـ عليهم السّلام ـ باشند؛ ولي دقّت و بررسي كامل آيات فوق نشان ميدهد كه منظور از اين نهال، هيچ يك از آن پيامبران نيست؛ بلكه همهي آن بشارتها ويژهي قائم آل محمّد ـ عليهم السّلام ـ است؛ زيرا حضرت داوود و سليمان ـ عليهما السّلام ـ فرزندان پسري يسيّ، و حضرت عيسي بن مريم ـ عليه السّلام ـ نوادهي دختري وي، و قائم آل محمّد ـ عليه السّلام ـ نيز از جانب مادرش جناب نرجس خاتون ـ كه دختر يشوعا، پسر قيصر، پادشاه روم و از نسل حضرت داود، و مادرش از اولاد حواريون حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ بوده، و نسب شريفش به شمعون صفا، وصيّ حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ ميرسد ـ نوادهي دختري «يسيّ» ميباشد.
در فرازي از اين بشارت چنين آمده است: «موافق رؤيت چشم خود داوري نخواهد كرد و بر وفق سمع گوشهاي خود تنبيه نخواهد نمود» و اين جمله، اشاره به حاكميت مطلق و حكومت عادلانهي آن حضرت دارد كه وي بر اساس حق و واقع، حكم ميكند و نيازي به شاهد و بيّنه ندارد و از كسي گواهي نميطلبد چنان كه در روايات اسلامي آمده است كه: «يحكم بحكم داود و محمّد ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ » يعني به حكم حضرت داود و دستور پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ حكم ميكند و با علم و دانش خدادادي خويش داوري مينمايد.
و در فراز ديگري از آن بشارت آمده است كه، در زمان حكومت حقه و دوران حكومت عدالت پيشهي او «گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد... و گوساله و شير پرواري با هم، و... ضرر و فسادي نخواهند كرد»، اين جمله نشان ميدهد كه در زمان ظهور مبارك آن موعود آسماني، عدل و داد آن چنان گسترش مييابد كه جانوران و درندگان با هم سازش ميكنند و در كنار يكديگر قرار ميگيرند و خوي بهيميّت و درندگي را از دست ميدهند، و زيان و ضرر به هيچ يك از موجودات نميرسانند چنان كه در اخبار و احاديث آمده است:
«وَتَصْطَلِحُ فِي مُلْكِهِ السّباع، وَ اصْطَلَحَتِ السِّباع، و تأمَنُ الْبَهائم».[5]
و در آخرين فراز از بشارت مزبور آمده است: «جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهايي كه دريا را ميپوشاند»، اين مطلب نشانگر اين واقعيّت است كه در عهد با سعادت آن موعود آسماني چنان تحول عظيم علمي و فرهنگي به وجود ميآيد كه همهي مردمان به خداي يگانه ايمان ميآورند. درهاي رشتههاي گوناگون علوم و دانش به روي انسانها گشوده ميشود، سطح معلومات بشري بالا ميرود، راهي را كه بشريّت در طول تاريخ در هزاران سال پيش به دنبال آن بوده در زمان كوتاه ميپيمايد، عقلها كامل و انديشهها شكوفا ميگردد، و كوته بينيها و تنگ نظريها از بين ميرود، و انسانها به كمال و بلوغ عقلي و اخلاقي و انساني ميرسند و به تمام ناكاميها، شكستها، ستمها، نادانيها و بدبختيها پايان ميدهند، و زندگي شرافتمندانهي تازهاي را آغاز مينمايند
|
[1] . براي توضيح بيشتر به كتاب انيس الاعلام في نصرة الاسلام، ج5، ص92 الي 96 و ج7، ص387 الي 398 مراجعه فرماييد. |
|
ظهور حضرت مهدي (عج) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان ـ انتشارات مسجد جمكران |
بيترديد موضوع مهدويت از موضوعاتي كه نه تنها دين اسلام به ويژه مذهب شيعه به آن پرداخته، بلكه در اديان ابراهيمي ديگر نيز مورد تأييد و تأكيد قرار گرفته است كه به برخي موارد اشاره ميشود.
بشارات ظهور مهدي ـ عليه السّلام ـ در كتاب «تورات»
در كتاب تورات كه از كتب آسماني به شمار ميرود و هم اكنون در دست اهل كتاب و مورد قبول آنها است، بشارات زيادي از آمدن مهدي موعود و ظهور مصلحي جهاني در آخر الزمان آمده است كه چون مضمونهاي آن بشارات در قرآن كريم و احاديث قطعي و متواتر اسلامي به صورت گستردهاي وارد شده و نشان ميدهد كه مسألهي «مهدويّت» اختصاص به اسلام ندارد، قسمتي از آن بشارات را در اينجا ميآوريم، و برخي از نكات آنها را توضيح ميدهيم تا موضوع تشكيل حكومت واحد جهاني، و تبديل همهي اديان و مذاهب مختلف به يك دين و آيين مستقيم، بر همگان روشن شود.
گفتني است كه چون در كتاب «عهد عتيق» (يعني: تورات و ملحقات آن) همچون كتاب انجيل، از بازگشت و رجعت حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ سخن به ميان آمده است و اين مطلب، رابطهي مستقيم با ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ دارد، نگارنده نيز در ضمن بشارات ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ ، فرازهايي از «تورات» را آورده است تا دانسته شود كه قوم يهود نيز بر اساس آنچه در كتابهاي مذهبي خودشان آمده است همچون مسلمانان به «رجعت» و بازگشت حضرت مسيح ـ عليه السّلام ـ معتقدند. و در اين باره ترديد ندارند كه بالاخره روزي فرا ميرسد كه حضرت عيساي روح الله ـ عليه السّلام ـ به زمين باز ميگردد و برخي از آنها را تنبيه و از برخي ديگر انتقام ميگيرد، هر چند كه بسياري از آنان بر اثر آيات و معجزاتي كه از حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ و عيساي مسيح ـ عليه السّلام ـ ميبينند ايمان آورده و تسليم ميشوند و در برابر حق خاضع و خاشع ميگردند.
اينك به قسمتي از بشاراتي كه در «تورات» و ملحقات آن آمده است، توجّه فرماييد:
الف) بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در «زبور داوود»
در زبور حضرت داود ـ عليه السّلام ـ كه تحت عنوان «مزامير» در لابلاي كتب «عهد عتيق» آمده، نويدهايي دربارهي ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ به بيانهاي گوناگون داده شده است و ميتوان گفت: در هر بخشي از «زبور» اشارهاي به ظهور مبارك آن حضرت، و نويدي از پيروزي صالحان بر شريران و تشكيل حكومت واحد جهاني و تبديل اديان و مذاهب مختلف به يك دين محكم و آيين جاويد و مستقيم، موجود است.
و جالب توجّه اين كه، مطالبي كه قرآن كريم دربارهي ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ از «زبور» نقل كرده است عيناً در زبور فعلي موجود است و از دستبرد تحريف و تفسير مصون مانده است.
قرآن كريم چنين ميفرمايد:
(وَلَقَدْ كَتَبْنا فِى الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الاَرْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ)[1]
«ما علاوه بر ذكر (تورات) در «زبور» نوشتيم كه (در آينده) بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد.»
مقصود از «ذكر» در اين آيهي شريفه، تورات موسي ـ عليه السّلام ـ است كه زبور داود ـ عليه السّلام ـ پيرو شريعت تورات بوده است.
اين آيهي مباركه از آيندهي درخشاني بشارت ميدهد كه شرّ و فساد به كلّي از عالم انساني رخت بر بسته، و اشرار و ستمكاران نابود گشتهاند، و وراثت زمين به افراد پاك و شايسته منتقل گرديده است. زيرا كلمهي «وراثت و ميراث» در لغت، در مورادي استعمال ميشود كه شخص و يا گروهي منقرض شوند و مال و مقام و همهي هستي آنها به گروهي ديگر به وراثت منتقل شود.
به هر حال، طبق روايات متواتره اسلامي ـ از طريق شيعه و سنّي ـ اين آيهي شريفه مربوط به ظهور مبارك حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ ميباشد، و قرآن كريم اين مطلب را از زبور حضرت داود ـ عليه السّلام ـ نقل ميكند، و عين همين عبارت در زبور موجود است. و اينك متن زبور:
«(9) زيرا كه شريران منقطع ميشوند. امّا متوكّلان به خداوند، وارث زمين خواهند شد. (10) و حال اندكست كه شرير نيست ميشود كه هر چند مكانش را جستجو نمايي ناپيدا خواهد بود (11) امّا متواضعان وارث زمين شده از كثرت سلامتي متلذّذ خواهند شد (12) شرير بخلاف صادق افكار مذمومه مينمايد، و دندانهاي خويش را بر او ميفشارد (13) خداوند به او متبسّم است چون كه ميبيند كه روز او ميآيد (14) شريران شمشير را كشيدند و كمان را چلّه كردند تا آن كه مظلوم و مسكين را بيندازند، و كمانهاي ايشان شكسته خواهد شد (16) كمي صدّيق از فراواني شريران بسيار بهتر است. (17) چون كه بازوهاي شريران شكسته ميشود و خداوند صدّيقان را تكيهگاه است (18).
خداوند روزهاي صالحان را ميداند و ميراث ايشان ابدي خواهد بود (19) در زمان «بلا» خجل نخواهند شد، و در ايام قحطي سير خواهند بود (20) لكن شريران هلاك خواهند شد، و دشمنان خداوند، مثل پيه برّهها فاني بلكه مثل دود تلف خواهند شد؛ (22) زيرا متبرّكان خداوند، وارث زمين خواهند شد، امّا ملعونان وي منقطع خواهند شد (29) صدّيقان وارث زمين شده، ابداً در آن ساكن خواهند شد (34) به خداوند پناه برده، راهش را نگاهدار كه تو را به وراثت زمين بلند خواهند كرد و در وقت منقطع شدن شريران اين را خواهي ديد (38) امّا عاصيان، عاقبت مستأصل، و عاقبت شريران منقطع خواهند شد.»[2]
در فصل ديگر ميفرمايد:
«... قومها را به انصاف داوري خواهد كرد. آسمان شادي كند و زمين مسرور گردد. دريا و پري آن غرش نمايند. صحرا و هر چه در آن است به وجد آيد. آنگاه تمام درختان جنگل ترنّم خواهند نمود به حضور خداوند. زيرا كه ميآيد، زيرا كه براي داوري جهان ميآيد. ربع مسكون را به انصاف داوري خواهد كرد. و قومها را به امانت خود.»[3]
و از جمله در مزمور 72 در مورد پيامبر بزرگوار اسلام - صلي الله عليه و آله - و فرزند دادگسترش حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ ، چنين ميفرمايد:
«(1) اي خدا! شرع و احكام خود را به «ملك»، و عدالت خود را به «ملكزاده» عطا فرما (2) تا اين كه قوم تو را به عدالت و فقراي تو را به انصاف حكم نمايد (3) به قوم كوهها سلامت و كويرها عدالت برساند (4) فقيران قوم را حكم نمايد، و پسران مسكينان را نجات دهد، و ظالم را بشكند (5) تا باقي ماندن ماه و آفتاب دور به دور از تو بترسند (6) بر گياه بريده شده مثل باران و مانند امطار ـ كه زمين را سيراب ميگرداند ـ خواهد باريد (7).
و در روزهايش صدّيقان شكوفه خواهد نمود، و زيادتي سلامتي تا باي ماندن ماه خواهد بود (8) از دريا تا به دريا و از نهر تا به اقصي زمين سلطنت خواهد نمود (9) صحرا نشينيان در حضورش خم خواهند شد و دشمنانش خاك را خواهند بوسيد (10).
ملوك طرشيش و جزيرهها، هديهها خواهند آورد، و پادشاهان شبا و سبا پيشكشها تقريب خواهند نمود (11) بلكه تمامي موك با او كرنش خواهند نمود، و تمامي اُمم او را بندگي خواهند كرد (12) زيرا فقير را وقتي كه فرياد ميكند و مسكين كه نصرت كننده ندارد، خلاصي خواهد داد (13) و به ذليل و محتاج ترحّم خواهد فرمود و جانهاي مسكينان را نجات خواهد داد (14) جان ايشان را از ظلم و ستم نجات خواهد داد، و هم در نظرش خون ايشان قيمتي خواهد بود (15) و زنده مانده از شبا به او بخشيده خواهد شد (16) در زمين به سر كوهها مشت غلّه كاشته ميشود كه محصول آن مثل اسنان متحرّك شده، اهل شهرها مثل گياه زمين شكوفه خواهند نمود (17).
اسم او ابداً بماند، اسمش مثل آفتاب باقي بماند، در او مردمان بركت خواهند يافت، و تمامي قبايل او را خجسته خواهند گفت (19) بلكه اسم ذوالجلال او ابداً مبارك باد، و تمامي زمين از جلالش پر شود (20) دعاي داوود پسر يسيّ تمام شد».[4] توضيح مختصري پيرامون بشارت فوق:
در اين بشارت ـ چنان كه بر ارباب فضل و دانش و اهل علم و اطلاع و كساني كه با قرآن و روايات اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ سر و كار دارند، مخفي نيست پيامبر بزرگ اسلام حضرت محمّد بن عبدالله ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ به عنوان «ملك» و فرزند گرامش حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ كه بزرگترين و كاملترين مظهر عدل الهي است به عنوان «ملكزاده» معرفي گرديده، و به بعضي از امتيازات و مشخصات ديگر وي نيز اشاره شده است.
ولي برخي از علما و دانشمندان «يهود» چنين پنداشتهاند كه: منظور از «ملك» در اين آيه، حضرت داود ـ عليه السّلام ـ ، و منظور از «ملكزاده» فرزند وي حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ است، و روي اين پندار نادرست خواستهاند آيات مذكور را از بشارت دادن به بعثت حضرت خاتم النبيين ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ و نويد ظهور خاتم اوصياء حضرت حجّت بن الحسن العسكري ـ عليه السّلام ـ منصرف كنند، ولي اين انديشه از چند جهت نادرست و غير قابل قبول است، زيرا:
نخست اين كه، حضرت داود ـ عليه السّلام ـ از انبياي پيرو شريعت تورات بوده و خود او داراي شريعت و احكام نويني نبوده است تا اين كه بگويد: «اي خدا! شرع و احكام خود را به «ملك» و عدالت خود را به «ملكزاده» عطا فرما»، و روي اين اصل درخواست شريعت مستقل نوين در خور مقام آن حضرت نيست.
دوّم: اين كه، در خواست شرع و احكام و عدالت كه به صورت دعا بر زبان حضرت داوود ـ عليه السّلام ـ جاري شده ـ چنان كه از نحوهي درخواست آشكار است ـ براي دو شخصيت عظيم آسماني است كه يكي داراي مقام سلطنت بر پيامبران و صاحب شرع و احكام جديد، و ديگري مظهر أتمّ عدالت، و صاحب مقام ولايت مطلقه، و مورد انتظار عموم ملل جهان است.
[1] . سورهي انبياء، آيهي 105
[2] . عهد عتيق، كتاب مزامير، مزمور 37، بندهاي 9 ـ 38
[3] . همان، مزمور 96، بندهاي 10 ـ 13، ص1247، كتاب مقدس
[4] . عهد عتيق، كتاب مزامير، مزمور 72، بندهاي 1 ـ 2، به نقل از بشارات عهدين، ص248 و أنيس الاعلام، ج5، ص92 و 93
ظهور حضرت مهدي (عج) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان ـ انتشارات مسجد جمكران